تبليغاتX
بهشت یخ زده
چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387
حقا که خری!!

خری را پرسیدند: احوالت چون است؟

گفت: خوراکم کم و بارم زیاد است اما مطیع و شاکرم.

گفتند: حقا که خری

+ نوشته شده در 20:14 توسط بهشت یخ زده.
یکشنبه نوزدهم خرداد 1387
ضیافت شام

از ما که گذشت با این برنامه ریزی رفیقمون اما شما اگه یه آدم خیلی مهم رو به شام دعوت کردید حتما موارد زیر رو رعایت کنید:

- سعی کنید رستورانی رو انتخاب کنید که وقت شام غیر از شما و گارسنها حداقل یکی دو نفر دیگه هم توی اون خراب شده باشن

- سعی کنید رستورانی رو انتخاب کنید که وقت شام خوردن یه گوشش یه نفر مشغول اره کردن و سوراخ کردن و تق و توق و زرت و زورت و به هر ترتیب صدا در آوردن از یه جایی نباشه

- سعی کنید قبل از اینکه غذا سفارش بدید بگید منو رو بیارن و ببینید... و یه کمی هم کلاس بذارید که اون بدبخت مهمون هم بتونه انتخاب کنه

- حداقل اگه که نمی خواین کلاس بذارید خودتون قیمتها رو ببینید بعد غلط زیادی بکنید و سفارش بدید

- یه نکته تقریبا مهم اینه که قبل از وارد شدن به رستوران محتویات جیب مبارکتون رو چک کنید و اگه دیدید از ملزومات لازم مرخص هستند لطف کنید همون اول از دوستتون درخواست کمک کنید چون کمک گرفتن وقتی که صورت حساب رو بیارن خیلی ضایع هست

- وقتی می خواین مبلغی رو که سه لا و پهنا در پاچه مبارکتون رفته در اون یارو کوفتی بزارید که بیان ببرن در کنار چهار پنچ تا ۱۰۰۰ روبلی شروع به شمردن ۱۰ روبلیهاتون نکنید .... به خصوص وقتی که می بینید مهمونتون هی زیر چشمی داره به این کاره شما نگاه می کنه...

- یه نکته مهم که یادم رفت بگم سعی کنید اگه کیف پول ندارید پولهاتون رو توی یه جیبتون بذارید و دستمالهاتون رو توی جیب دیگه که وقت پول در آوردن چند تا دستمال دماغی روی میز شام پرت نشه

- سعی کنید وقتی می خواین موقع شام یه کم خالی ببندید حساب این رو بکنید که طرف شما هم آدم تحصیل کرده و با سواده و محدوده خالی بندیتون رو تنظیم کنید

- بابا لامسبا فکر شکم رفیقتون رو هم بکنید... شما که می خواین باکلاس غذا بخورید چهار تیکه گوشت ۲ گرمی بزنید بعد هم  زرتی هم بکشید کنار قبلش بگین ما یه جای دیگه یه دست شام بزنیم بعد بیایم سر میز ... تا میای گرم بشی می بینی همه کشیدن کنار... اه

 

+ نوشته شده در 20:48 توسط بهشت یخ زده.
پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387
بار امانت

مدتها از روز ازل می گذشت.... خدا در قله وحدت قرار داشت و مخلوقات در صفحه کثرت پراکنده بودند... قله و صفحه ای که عین یکدیگر بودند اما نبود راهی بین آن دو باعث شده بود از یکدیگر فاصله بگیرند و مخروطی پدید آمده بود که صفحه کثرت در قاعده آن بود و قله وحدت در راس آن... و راهی نبود که این صفحه را به قله متصل نماید...

آنگاه خدا تصمیم گرفت صفحه را به قله پیوند بزند... پس باید مسیرهایی باز می شد و راههای ساخته... راههایی که از نقاط فراوان و پراکنده ای روی صفحه کثرت آغاز می شدند و همگی به نقطه انتهایی که همان قله وحدت بود ختم....

خدا مختصات قله وحدت را بر لوحی نوشت... و لوح را در بسته ای پیچید.... دیگر بار امانت خدا آماده شده بود....و خدا دنبال مخلوقی می گشت تا آن بار را به دست او بسپارد ... سپس او را در صفحه کثرت پراکنده سازد تا آن مخلوق از روی صفحه راه بسازد ... مسیر بگشاید و خود را به آن مختصات داده شده برساند... بدین ترتیب خدا صفحه کثرت را به قله وحدت پیوند می زد.... خدا باید این ماموریت را بدست مخلوقی می سپرد که می توانست تصمیم بگیرد... راه بسازد... مسیر بگشاید... راهها و مسیرهایی که هیچکدام شبیه یکدیگر نباشند... چرا که برای اینکه پیوندی مستحکم بین صفحه و قله ایجاد شود نیاز به مسیرهای بیشماری بود که هر کدام چون ریسمانی صفحه را به قله پیوند می زدند....

خدا آسمانها و زمین را فراخواند و بار امانت را به آنها ارائه کرد.... اما آنها سر باز زدند... کار بس دشوار بود ... و چنین شد که خدا انسان را آفرید.... به او اختیار داد... که بتواند خودش تصمیم بگیرد... راه بسازد ... راههایی مختلف... به تعداد انسانها.... که هر کدام از نقطه ای روی صفحه شروع شوند و همگی به قله ختم گردند....

انسان فرا خوانده شد... بار امانت به او ارائه گردید... و انسان در میان شگفتی همگان آن را پذیرفت...

 

+ نوشته شده در 12:46 توسط بهشت یخ زده.
شنبه چهارم خرداد 1387
قرعه کشی

در یک صبح دل انگیز بهاری که نم نم بارون نمای سر سبز خیابونهای مسکو رو دو چندان زیبا می کنه... در هنگام رفتن به دفتر کار یه اس ام اس برات میاد که نوشته شما در قرغه کشی سایت یوروپا پلاس برنده یک نوتبوک سونی شدید ... لطفا با این شماره تماس بگیرید!! و یک شماره موبایل ...

یاد ایمیلهای اسپم میفتم که چپ و راست خبر از برنده شدن هزاران دلار پول رو می داد یا اینکه یه وقتهایی برام ایمیل میومد که نوشته بود من تنها وارث آقای فلانی بزرگترین ثروتمند نیجریه یا کنگو یا یه کشوری همون طرفها هستم که دو سال پیش در تصادف کشته شد و الان من چند میلیون دلار پولش رو می خوام از کشور خارج کنم و نمی تونم. لطفا شماره حسابتون رو بدید و به من کمک کنید تا این پولها رو .... منم که معمولا علاقه خاصی به کمک کردن دارم یه وقتهایی ایمیل می زدم و می گفتم اوکی ما درخدمتیم لطفا اول یه صد دلار به حساب ما بریزید تا بعد ببینیم چی می شه... اما دریغ از یه سنت کاسبی در اینترنت...

اما این یکی دیگه خیلی دمه دسته... خوب یه شماره تلفنه دیگه زنگ می زنی فوقش کلی برای شرط و شروط میذاره که کلا بیخیال بشی یا سر کاریه یا هر چیز دیگه چون من اصلا نمی دونم یوروپا پلاس چی هست که تو قرعه کشیش شرکت کرده باشم... دیگه سنگ مفت گنجشک مفت زنگ می زنیم ... اصلا من چند وقت بود که می خواستم لپ تاپم رو عوض کنم یه نو بخرم.... کار خدا رو می بینی همین که آرزو کنی همه چیز رو برات ردیف می کنه.... باز شما خدا رو ول کنید برید دنبال ماریا شاراپووا!!!! (اینو با بعضیا بودم!)

گوشی رو بر می دارم و شروع به شماره گرفتن می کنم.... تا چند دقیقه دیگه لپ تاپ شما درب منزل تحویل می گردد.... نه اینو من با خودم داشتم فکر می کردم هنوز طرف گوشی رو بر نداشته...

- الو....

- الو... ایزدراستویته.... یوروپا پلاس؟

- ایدی نا خ...(۱)!!! تپپپپپپپپپپپ

اون تپ صدای کوبیدن گوشی بود... البته شماره تلفن موبایل بود و من هر چی دارم فکر می کنم چه جوری گوشی رو کوبیده نمی فهمم!!

خوب نتیجه ای که می شه گرفت اینه که اگه خواستید دهن یه نفر رو سرویس کنید برید روی یه سایتی چیزی به هزار نفر یه اس ام اس اینجوری بفرستید و بعد شماره اون بدبخت رو بدید.... دیدید آدم هر روز کلی چیز جدید یاد میگیره!!!

 

پاورقی:

(۱): برای اون دسته از دوستانی که هنوز نتونستن چهار کلمه روسی یاد بگیرن (مطمئن باشید اگه توی کوچه خیابون چهار کلم روسی یاد بگیرید اون کلمه خ... حتما یکی از اون چهارتاست!!) باید بگم این کلمات جالب معنیش دقیقا همونیه که فکرش رو می کنید ... اگر هم نمی تونید فکر کنید شماره موبایل خودتون رو توی اس ام اس بفرستید و بعد از چند دقیقه دقیقا می فهمید معنیش چی هست....

 

 

+ نوشته شده در 11:55 توسط بهشت یخ زده.